كليد واژه هاي بصيرت
كليد واژه هاي بصيرت
بصيرت از نگاه قرآن - ائمه و ولايت
صفحه نخست | آرشيو مطالب | پست الکترونیک | طراح قالب
منوی اصلی
صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
پست الکترونیک
قالب وبلاگ
موضوعات
عکسهای من
عکسهای جالب
عکس سربازان لشکر یزید
نظرات دوستان سبز علوی
نظرات دوستان سبز
اخبار
اشعار
مقالات
آرشیو مطالب
دی 1391
دی 1390
آبان 1390
آبان 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
دی 1387
آبان 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
مهر 1386
پیوند های روزانه
یه بنده خدا
وب نوشت های یک طلبه!
پایگاه خبری جوان
رجا نیوز
آرشيو پيوندهای روزانه
نقش شکست تربیتی بر افت تحصیلی

مقدمه:

 امروز افت تحصيلي نه فقط يك مشكل آموزشي، كه يك مشكل اجتماعي نيز محسوب مي‌شود. به همين خاطر عوامل مؤثر در بروز آن را نه فقط در مدرسه و درون دانش‌آموز كه در جاهاي ديگر نيز بايد جست‌وجو كرد. اين نكته هم خالي از لطف نيست كه شكست تحصيلي، ولو به طور جزئي، قاعدتاً هيچ دليلي ندارد اما علت دارد. به عبارت ديگر، باتوجه به اختلاف منطقي در مفاهيم ”دليل“ و ”علت“‌‌ از يك نگاه عقلاني،‌ هدف از تحصيل اساساً ارتقا و موفقيت است و دليلي ندارد كه منجر به شكست گردد.

     شكست تحصيلي يا افت تحصيلي پديده جديدي نيست، اين مسئله از بدو پيدايي نظام آموزش رسمي و اجباري بروز كرده و همواره تأملات و تحقيقات زيادي نيز بر روي آن انجام گرفته است و مي‌گيرد. ارزيابي آن معمولاً تنها در مقايسه با سطح معيني از دانش كه توسط نظام آموزشي تعيين شده انجام مي‌شود. در يك تعريف ساده، شكست تحصيلي يا افت تحصيلي شكستي است كه در تصور نظام آموزشي در دستيابي مؤثر به اهداف و برنامه‌هاي آموزشي حاصل مي‌شود، به بياني ديگر، عدم موفقيت فراگيران در دستيابي به حداقل معيارهايي كه به وسيله نظام آموزشي در نظر گرفته شده است. اين نوع شكست، معمولاً به مردودي يا به ترك تحصيل زودرس مي‌انجامد.

البته تساوي در استفاده از فرصتهاي آموزشي، هميشه به معناي بهره‌برداري مساوي از آموزش و پرورش ارائه شده در مدرسه و به پايان رساندن يك دوره آموزشي نيست و نظامهاي آموزشي موجود با آنكه اهداف بشردوستانه دارند، كمتر مي‌توانند در رفع تبعيضات اجتماعي موفق شوند.

گفتني است كه اصطلاح افت تحصيلي، ريشه در واژگان اقتصادي دارد و معمولاً هم در سطح كلان، توسط نظام آموزشي و به منظور برنامه‌ريزي و سرمايه‌گذاري‌ از آن استفاده مي‌گردد. لذا به كارگيري آن در ارزيابيهاي آموزشي و تربيتي مدرسه‌اي، چندان مناسب نيست و به جاي آن بهتر است اصطلاح شكست تربيتي را به كار برد، چراكه در اين صورت ضمن تأكيد بر مسئوليت فراگير، ساير عوامل مؤثر در كيفيت تحصيلي فراگير را نيز مي‌توان نقد و بررسي كرد. اينكه گفته مي‌شود، كاربرد اصطلاح افت يا اتلاف در آموزش و پرورش از زبان اقتصاددانان گرفته شده است به اين خاطر است كه اغلب، آموزش و پرورش را به صنعتي تشبيه مي‌كنند كه بخشي از سرمايه و مواد اوليه‌اي را كه بايد به محصولهايي تبديل مي‌شد، تلف نموده و نتيجه مطلوب مورد انتظار را به بار نياورده است.
تعريف افت تحصيلي: افت از نظر لغوي به معني كمبود، كمي، كم و كاست و نقصان است. منظور از افت تحصيلي ”كاهش عملكرد تحصيلي دانش‌آموز از سطح رضايت بخش به سطحي نامطلوب است“. همچنين افت در لغت به معناي ضايعات، ضايع كردن كه بيشتر در نظر اقتصاددانان مطرح شده است. اما در بعضي از متون فارسي كلمه ترك تحصيل نيز معادل افت تحصيلي در نظر گرفته شده است. به عبارتي افت تحصيلي عبارت است از نزول از يك سطح بالاتر به سطح پايين‌تر در تحصيل و آموزش. افت تحصيلي به معناي دقيق آن، زماني است كه فاصله قابل توجهي بين توان و استعداد بالقوه و توان بالفعل فرد در فعاليتهاي درسي و پيشرفت تحصيلي مشهود باشد. گرچه اين تعريف مي‌تواند همه كساني را كه به دنبال شكستهاي پي در پي تحصيل، از تحصيل عقب‌مانده و عمدتاً به اصطلاح تجديد يا مردود شده‌اند را دربرگيرد، اما مفهوم افت تحصيلي صرفاً در رفوزگي و تجديدي خلاصه نمي‌شود و مي‌تواند شامل هر دانش‌آموز و دانشجويي شود كه اكتسابهاي آموزشگاهي و پيشرفت دانشگاهي او كمتر از توان بالقوه و حد انتظار اوست. لذا بر اساس اين تعريف دانش‌آموزان تيزهوش نيز ممكن است، دچار افت تحصيلي و كم‌آموزي بشوند. لذا افت تحصيلي مسئله‌اي است عام و نسبي.

كاربرد دقيق اصطلاح افت يا اتلاف در آموزش و پرورش از زبان اقتصاددانان گرفته شده و آموزش را به صنعتي تشبيه مي‌كنند كه بخشي از سرمايه و مواد اوليه‌اي را كه بايد به محصول نهايي تبديل مي‌شد، تلف نموده و نتيجه مطلوب و مورد انتظار را به بار نياورده است. شايد اين تشبيه چندان خوشايند نباشد و اصطلاح ”قصور در تحصيل يا واماندگي از تحصيل“ مطلوبتر باشد. با وجود اين اگر از نقطه نظر منابع و مخارجي كه جامعه در اختيار نهاد تعليم و تربيت قرار مي‌دهد به آموزش و پرورش بنگريم، بدون شك آموزش و پرورش يكي از بزرگترين مشاغل اقتصادي جهان مي‌باشد. لذا مي‌توان اصطلاح افت يا اتلاف را در مورد اين نهاد نيز به كار برد يعني در حقيقت در فرآيند تعليم و تربيت افت شامل: اتلاف در پرورش و يادگيري انسانها، تأسيسات ساختماني، تجهيزات مدارس، مؤسسات آموزشي و ارزش كار معلمان و اوقات دانش‌آموزان به وجود مي‌آيد. اگر فرض كنيم كه هدف همه دانش‌آموزاني كه وارد يك مرحله از مقطع تحصيلي مي‌شوند، گذراندن موفقيت‌آميز آن دوره يا مقطع باشد، بنابراين هم تكرار پايه‌هاي تحصيلي يك دوره و هم ترك تحصيل پيش از پايان دوره را نيز مي‌توان به عنوان افت تحصيلي تلقي كرد. تكرار پايه تحصيلي عبارتست از تكرار يك كلاس براي دانش‌آموزي كه در سال قبل در همان پايه مشغول به تحصيل بوده است.

تكرار پايه تحصيلي از اين جهت افت تحصيلي محاسبه مي‌گردد كه موجب كاهش ظرفيت ثبت‌نام در پايه تكرار شده مي‌گردد و از پذيرش ديگر دانش‌آموزان در آن پايه جلوگيري به عمل مي‌آورد و يا باعث به وجود آمدن تراكم دانش‌آموزان در آن پايه مي‌گردد. اين موضوع هم باعث تحميل هزينه‌هاي بيشتري به نظام آموزش و پرورش مي‌شود و هم به عنوان يك عامل شديد افت تحصيلي مضاعف مي‌شود كه باعث ترك تحصيل مي‌گردد.

ترك تحصيل عبارت از وضعيتي است كه دانش‌آموز پيش از پايان سال دوره آموزشي كه در آن ثبت نام كرده است، آن دوره را ترك كرده و در حقيقت به هدفهاي آن دوره دست پيدا نمي‌كند. اما در اهداف تعليم و تربيت اينگونه عنوان شده است كه هدف تعليم و تربيت، اجباري كردن آموزش تا پايان دوره راهنمايي است اگر چنانچه فردي تا پايان دوره راهنمايي ترك تحصيل نمايد، آن را جزو افت تحصيلي محسوب مي‌كنند اما بعد از دوره راهنمايي چون اين احتمال پيش‌بيني شده است كه فقط بخشي از قبول شدگان دوره راهنمايي وارد مقطع دبيرستان شوند، بنابراين ترك تحصيل قبول شدگان دوره دبيرستان افت محسوب نمي‌گردد بلكه به عنوان فارغ‌التحصيل تلقي مي‌شوند. بنابراين باتوجه به مسائل مطرح شده در فوق، افت تحصيلي عبارت است از وقوع ترك تحصيل زودرس و تكرار پايه تحصيلي در نظام آموزش و پرورش يك كشور. البته قابل ذكر است كه اين تعريف تاحدودي محدود است زيرا انواع افت را ناديده گرفته و نتايج آموزشي و پرورشي ترك تحصيل زودرس يا مزيتهايي را كه ممكن است تكرار پايه تحصيلي دربرداشته باشد در نظر نمي‌گيرد. به هر حال حدود ترك تحصيل و تكرار پايه تحصيل به ساخت نظام آموزشي و هدفهاي اين نظام بستگي دارد.
عوامل مؤثر در افت تحصيلي

امروز افت تحصيلي نه فقط يك مشكل آموزشي، كه يك مشكل اجتماعي نيز محسوب مي‌شود. به همين خاطر عوامل مؤثر در بروز آن را نه فقط در مدرسه و درون دانش‌آموز كه در جاهاي ديگر نيز بايد جست‌وجو كرد. اين نكته هم خالي از لطف نيست كه شكست تحصيلي، ولو به طور جزئي، قاعدتاً هيچ دليلي ندارد اما علت دارد. به عبارت ديگر، باتوجه به اختلاف منطقي در مفاهيم ”دليل“ و ”علت“‌‌ از يك نگاه عقلاني،‌ هدف از تحصيل اساساً ارتقا و موفقيت است و دليلي ندارد كه منجر به شكست گردد. چه، نفس تحصيل براي درهم كوبيدن توهم شكست و ناتواني است. ولي در مقابل، براي شكست تحصيلي هم مثل بسياري از مفاهيم ديگر، علل و عواملي را مي‌توان برشمرد. البته هرچند مرزبندي و تفكيك بين اين عوامل ممكن نيست و هر كدام متأثر از ديگري مي‌باشد، اما در يك جمع‌بندي كلي بر چهار مجموعه از عوامل مؤثر در اين زمينه مي‌توان انگشت نهاد عبارت‌اند از:

عوامل دانش‌آموزي

عوامل خانوادگي

عوامل اجتماعي

عوامل مدرسه‌اي

1- عوامل دانش‌آموزي :

دانش‌آموزان، بازيگران نقش اول نمايش آموزش و پرورش‌اند و به همين خاطر برخي از تحليل‌گران، دانش‌آموزان را عامل اصلي شكست تحصيلي مي‌دانند. اين عده اعتقاد زيادي به عامل هوش در رشد فرزند آدمي دارند. اين ذهنيت كه بيشتر در حوزه علوم تربيتي و روان‌شناسي مطرح است،‌گاهي توسط معلمان نيز استقبال مي‌شود. در اينجا به برخي از عللي كه دانش‌آموزان را در زمينه شكست تحصيلي مقصر جلوه مي‌دهند، اشاره مي‌شود:

ـ نداشتن انگيزه‌ كافي براي ادامه تحصيل

ـ عدم اعتماد به دانش‌آموز به معلم و مدرسه

ـ يأس و تردد در مورد تأمين آينده شغلي

ـ مشكلات رواني و جسمي در دوران كودكي، نوجواني و جواني

ـ افزايش سن، قد، وزن و تصورات ناگوار ناشي از آنها براي حضور در كلاس

ـ مقايسه ارزش تحصيلي و بيكاري برخي از فارغ‌التحصيلان آشنا

ـ ترس از ناكامي در امتحانات و سعي وافر دانش‌آموزان در حفظ كردن مطالب براي نمره گرفتن

ـ سوءتغذيه و تأثير ناگوار آن بر جسم و ذهن دانش‌آموز

ـ اشتباه كردن در انتخاب دوست و فريب خوردن توسط دوستان ناباب و نامناسب

ـ نداشتن قدرت و جسارت لازم در طرح مشكلات خود با معلم

ـ وجود پاره‌اي مشكلات اختصاصي مثل بي‌خوابي، لكنت زبان ـ سرفه زياد در كلاس،‌ كرايه نشيني،‌ زندگي در محيطهاي شبانه‌روزي، دوزبانه بودن فراگيران، مسافت زياد خانه تا مدرسه و نظاير آن.

2- عوامل خانوادگي :

به نظر بسياري از صاحب‌نظران امور آموزشي، خانواده را بايد عامل عمده شكست تحصيلي قلمداد كرد.
صرف‌نظر از نقش ويژه خانواده در اين زمينه كه حتي برخي از علل مربوط به عوامل دانش‌آموزي كه به آنها اشاره شد، نيز متأثر از عوامل خانوادگي مي‌باشد. اين نكته را هم نبايد از نظر دور داشت كه علت تأكيد ويژه بر روي عوامل خانوادگي، شايد به اين خاطر است كه تريبون تفسير شكستهاي تحصيلي معمولاً در اختيار نظام آموزشي و دست‌اندركاران آن است و لذا بيشتر اين تحليلها نيز مبتني بر همان ذهنيت قديمي معلمان است كه مي‌گويند: ”بچه‌ها در كلاس و مدرسه، مطالب درسي را به خوبي فرا مي‌گيرند اما به علت پيگيري نكردن و عدم تكرار و تمرين در خانه، آنها را فراموش مي‌نمايند“. البته اين واقعيت را نبايد فراموش كرد كه محيط خانواده، اولين محيط طبيعي كودك است كه او در آن يادگيريهاي نخستين خويش را آغاز مي‌كند. چگونگي اين محيط همه دوران زندگي او را تحت تأثير قرار مي‌دهد. از طرفي خانواده‌هاي غيرمرفه يا متوسط، بخش اعظم خانواده‌هاي همه دانش‌آموزان را تشكيل داده‌اند. به همين خاطر و به گفته يكي از صاحب‌نظران آموزشي، كودكان فقير با ضعف نمايان در زبان و فرهنگ، تحصيلات اجباري خود را پشت‌سر مي‌گذارند. اين ضعفها كه فرآورده محيط خانوادگي آنان است، نقش عمده‌اي در ساخت زبان، هوش و ارزشهاي رواني - اجتماعي كودك دارد.

بدين معني كه در اثر ضعف شناختهاي اجتماعي ناشي از كيفيت اقتصادي كه بين مطالب تحصيلي و درك آن براي عده‌اي از دانش‌آموزان شكاف ايجاد مي‌كند، موجبات عدم پيشرفت تحصيلي آنها را فراهم مي‌سازد.


3- عوامل اجتماعي:

جامعه امروز به دليل رشد نامتوازن در پاره‌اي از زمينه‌هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي به طرز عجيبي از آموزش سرخورده شده است. علت اين امر در سطح خرد و منطقه‌اي، وجود پاره‌اي نابرابريها و موانع فرهنگي، اقتصادي و حتي اقليمي است كه از آنها در قالب تئوري محروميت فرهنگي ياد مي‌شود. اما علت عمده آن درسطح كلان و ملي، اين است كه معمولا نسبت به نيروي آموزش و پرورش به خصوص قدرت آن به عنوان وسيله تحرك و تعالي اجتماعي به طور مبالغه آميز اميد دارند، بي آنكه به محدوديتهايش توجه داشته باشند.

شكي نيست كه تعليم و تربيت نقش مهمي در تحول اجتماعي دارد، اما در عين حال اين نكته نيز مسلم است كه بنيادهاي تعليم به ميزان زيادي خصوصيات همان جامعه‌اي را كه در آن قرار دارد، منعكس مي‌سازد و اين جامعه است كه نقش تعليم و تربيت را در تحولات اجتماعي به صورت مثبت يا منفي تعيين مي‌كند. برخي از شاخصهاي مطرح در مجموعه عوامل اجتماعي مؤثر در شكست تحصيلي از اين ترازند:

ـ بي‌اعتبار شدن مدرك تحصيلي در احراز موقعيتهاي اجتماعي

ـ كم شدن فراغت و آسودگي خاطر در اثر فشارهاي اقتصادي يا كم رنگ شدن ارزشهاي معنوي و اخلاقي

ـ فراواني توزيع اطلاعات غيرمدرسه‌اي توسط رسانه‌هاي جمعي و ملي

ـ سياسي شدن آموزش و پرورش و بروز پاره‌اي تنشهاي سياسي و جناح بنديهاي ناسالم

ـ بروز حوادث طبيعي، جريانات سياسي،‌ جنگ، رواج روحيه تجمل پرستي و امثال آن

4- عوامل مدرسه‌اي :

 آخرين و مهمترين دسته از عوامل مؤثر در شكست تحصيلي را بايد در داخل نظام آموزشي و محيط آموزشي جست‌وجو كرد. امروزه شرايط و وضعيت آموزش و پرورش در سطح جهاني، اگرچه به رشد كمي قابل ملاحظه‌اي دست يافته است اما در امر پرورش و از حيث توسعه سخت نگران‌كننده است.

نگراني موجود يا بر اساس آمارها و نتايج كمي افتهاي تحصيلي، خشونتهاي رواني و جرايم نوجواني است يا بر اساس ضعف و نارسايي پشتوانه‌هاي فكري و فلسفي كه توسط متفكران و صاحب‌نظران نقد و بررسي شده است.

مدارس ما كسالت‌آور است و نتيجه كار آنها، كودن بار آمدن بچه‌هاست. در مدارس ما به آساني درون اين تله مي‌افتيم كه روشهاي رسيدن به هدف به خود هدف تبديل مي‌شوند. در مدارس ما تنها اندكي از مطالبي كه يك فرد در زندگي بدان نياز دارد به بچه‌ها ياد داده مي‌شود. آنها نيز تنها اندكي از آنچه را كه به ضرب و زور امتحان و نمره آموخته‌اند ياد مي‌گيرند و در ادامه هم تنها اندكي از آنچه را به ياد سپرده‌اند، به كار مي‌برند. از نظر بورديو، يكي از پژوهشگران آموزشي، مدارس و به ويژه مدارس ابتدايي ابزار پيشرفت و ترقي كودكان طبقه‌ مرفه مي‌باشد و براساس فرهنگ طبقه متوسط و انتظارات اين طبقه شكل گرفته است. برخي از علل موجود در عوامل مدرسه‌اي و مؤثر در شكست تحصيلي دانش‌آموزان از اين قرارند:

ـ تغييرات متوالي، برنامه‌هاي آموزشي، محتواي كتابهاي درسي و آشفتگي خاطر ناشي از‌ آنها

 ـ كمبود فضا و امكانات آموزشي، پرورشي و ورزشي مناسب

ـ تكيه بر انباشت محفوظات و بي‌اعتنايي در برانگيختن خلاقيت

ـ شيوه برخورد نامناسب معلمان با دانش‌آموزان و عدم اطلاع‌ آنان از روانشناسي تربيتي

ـ كم رنگ شدن نقش الگويي و محوري معلم به خاطر فشارهاي اقتصادي و در نتيجه، چند شغله شدن بعضي معلمان

 ـ توزيع غيرعادلانه معلم بر حسب شهر و روستا در دوره‌ها و مقاطع تحصيلي

ـ بي‌اعتنايي به امر تكنولوژي آموزشي و استفاده نكردن از مواد كمك آموزشي موجود

تقدم شكست تربيتي بر افت تحصيلي :

اما واقعيت اين است كه افت تحصيلي خود معلول است و علت آن را قبل از آنكه بخواهيم در وضعيت تحصيلي دانش‌آموز پيدا كنيم بايد در شكستهاي تربيتي جست‌وجو كنيم، چه هدف آموزش و پرورش اساساً تعقيب فرآيند تربيت و تأمين شرايط لازم براي آدم‌سازي است، اين واقعيت را نبايد از نظر دور داشت كه درفرآيند شكست تحصيلي نه تنها دانش‌آموز، معلم، مدرسه، پدر، مادر و اجتماع شكست مي‌خورند. به همين خاطر مجموعه عوامل فوق چنان درهم تنيده‌اند كه تفكيك آنها به راحتي ممكن نيست. بنابراين پرواضح است كه نارسايي و ضعف در عوامل تربيتي، قبل از آنكه تنها به شكست در برنامه‌هاي آموزشي و اتلاف سرمايه منجر شود، منتهي به شكست در كليات و ساختار نظام آموزشي خواهد شد.

عواقب شكست تحصيلي  :

عواقب و آثار شكست تحصيلي متعدد هستند . بعضي از اين آثار شخصيت و رفتار كودك را تغيير مي دهند . برخي ديگر موجب مي شوند  كه كودك ترك تحصيل كند و به خيل بيسوادان بپيوندد و بر انجام ناكافي در تحصيل باعث افزايش هزينه تحصيلات و گراني آموزش و پرورش مي شود .

 

الف - نتايج شكست تحصيلي نزد كودك :

پايان سال تحصيلي براي كودكي كه تجديد آورده و يا رد شده است لحظه اي بحراني است . زيرا شكست ، تصوري را كه كودك از خود دارد دگرگون مي سازد و نيز عقيده ديگران را نسبت به او عوض مي كند . اين تغييرات در شخصيت در حال تكوين و تشكل كودك كه بسيار ظريف و آسيب پذير است ، آثاري نامطلوب به جاي مي گذارد . بسيارند دانش آموزان شكست خورده اي كه از خانه مي گريزند و يابه مواد مخدر پناه مي برند . و حتي به خودكشي اقدام مي كنند .

ب-  عواقب شكست در خانواده :

براي خانواده ها قبول شكست فرزند شان در درس دردناك است . و بر آن مي شوند تا مسئول آن را پيدا كنند . معمولا" يا مدرسه را مسئول مي دانند و يا فرزند خود را . در هر حال اين واقعه موجب بر هم خوردن تعادل محيط خانوادگي مي شود . بسياري از خانواده هاي كم درآمد از ادامه تحصيل فرزند خود نوميد مي شوند و او را وادار به كار
مي كنند و اين خود سبب ترك تحصيل مي شود .

 

ج-  بهاي شكست تحصيلي :

يك اثر مهم شكست تحصيلي و تكرار پايه تحصيلي ، اثر اقتصادي آن است كه به دو صورت جلوه مي كند .

1- يكي كه شكست مي خورد نوميد از ادامه تحصيل مي شود و به دنياي كار
مي پيوندد .

2- شكست و تكرار پايه تحصيلي موجب بالا رفتن هزينه نظام آموزش مي شود .

 

 راهكارهاي كاهش شكست تحصيلي:

1-   لازم است به امر توسعه و سرمايه‌گذاري در آموزش و پرورش پيش‌دبستاني عنايت ويژه گردد، به طوري كه انگيزه لذت بردن از دانش‌ و تحصيل علم در وجود كودكان دروني شود.

2-    بايد نظام امتحانات و ارزشيابيها بازنگري شود تا هدف نباشد، بلكه وسيله پرورش تلقي گردد.

3- در اداره مدرسه، به عنوان سنگ‌ بناي آموزش و پرورش، دقت شود كه خداي نكرده نه مهره، بلكه مدير و نه به صورت انتصاب، بلكه براساس شايستگي انتخاب شود.

4- زمينه‌هاي رضايت شغلي معلمان فراهم گردد و در رفع نيازهاي اوليه آنان نظير تأمين مسكن، اعطاي تسهيلات، ادامه تحصيل و ارائه خدمات درماني، عملاً سعي شود.

5- در برنامه‌ريزي و مديريت دوره راهنمايي تحصيلي بايد بيشتر و بهتر توجه و سرمايه‌گذاري شود، چراكه براساس آمارهاي موجود، بخش اعظم شكستها و البته اوج فعاليت تحصيلي دانش‌آموزان نيز در اين دوره است.

6- از كودكستان تا دبيرستان بايد به دانش‌آموزان بياموزيم يا كمك كنيم تا خودشان ارتباط آنچه را ياد مي‌گيرند با زندگي خود دريابند. شكست ما در اين امر، علت عمده ايجاد شكست تحصيلي است.

7- معلمان بايد به تفاوتهاي فردي دانش‌آموزان، توجه لازم را داشته باشند و فراموش نكنند كه دانش‌آموزان را چنانكه هستند بپذيرند نه چنانكه مي‌خواهند.

8- فرهنگ كتابخواني را بايد در ميان دانش‌آموزان ترويج كرد و در اين راستا معلمان بايد قبل از آنكه موعظه‌گران خوبي باشند عملاً نشان دهند كه كتاب‌خوانان خوبي هم به شمار مي‌آيند.

9-  به مسائلي نظير رفع سوءتغذيه، رعايت بهداشت بدن و لباس، شادي‌آفريني محيط كلاس و مدرسه و ساعات تدريس و امثال آن توجه لازم بشود، چراكه خصوصيات كيفي دانش‌آموزان، عمده‌ترين عامل در بالا بردن كيفيت آموزش است.

10- از ابزار مستقيم بدبيني يا نااميدي خود نسبت به عملكرد دانش‌آموزان ضعيف و ناموفق جداً پرهيز گردد.

11-  بايد به آموزش و پرورش دانش‌آموزان مناطق محروم و غيرمرفه عنايت و اهتمام ويژه بشود.

12- معلمان بايد از مقايسه‌هاي بي‌مورد و ترساندن دانش‌آموزان در جمع پرهيز كنند، چراكه توانايي و استعداد دانش‌آموز قبل از آنكه با ديگران مقايسه شود،‌ ضمن ارزشيابيهاي مستمر،‌ تنها بايد با خودش مقايسه گردد.

13-مهمتر از همه موارد ذكر شده ، لازم است به آموزش و پرورش جبراني (و نه صرفاً كلاسهاي جبراني و تقويتي) همت ويژه گماشته شود.

نتيجه‌گيري:

تعليم و تربيت كودكان و نوجوانان از اهميت شاياني برخوردار است چرا كه نهايتاً بر پيشرفت و توسعه هر جامعه‌اي تأثير مي‌گذارد. متأسفانه عوامل زيادي بر جريان آموزش تأثير مي‌گذارد و موجبات افت تحصيلي را فراهم مي‌كند. شناخت اين عوامل مي‌تواند به برنامه‌ريزي در زمينه كاهش اين معضل كمك كند. بخشي از اين آفت ناشي از مشكلات موجود در نظام آموزشي است.

آموزش و پرورش بايد در تعيين اهداف مناسب آموزشي تجديدنظر كند و باتوجه به تغيير شرايط اجتماعي و شناخت صحيح گروه هدف خود يعني دانش‌آموزان، زمينه‌هاي جامعه‌پذيري‌شان را فراهم نمايد. زيرا هدف تعليم و تربيت بايد آماده كردن افراد براي زندگي بهتر باشد، متأسفانه در نظام آموزشي موجود كشورمان، تأكيد بر پيشرفت تحصيلي است تا يادگيري در معناي واقعي كلمه. نظام آموزشي بايد زمينه لازم را براي تفكر خلاق فراهم كند و پاسخگوي نياز افراد باشد. وضعيت موجود موجب افت انگيزه و سرخوردگي دانش‌آموزان مي‌گردد، زيرا به جاي اينكه ذهن آنها را وادار به انديشه و خلاقيت نمايد آن را تبديل به صندوقچه محفوظات كرده است. اين امر از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است، چراكه وزارت آموزش و پرورش از متوليان تعليم و تربيت نسل جديد است و اگر در ساختار، محتواي دروس، تعريف اهداف و محصولات آموزشي تجديدنظر نكند بايد منتظر عواقب شومي باشيم. باتوجه به تمام مطالب اين مقاله بايد گفت آموزش و پرورش نيازمند تحول است. در نظام آموزشي بايد تجديدنظر كرد و با بررسي كارشناسانه، زمينه لازم را براي رسيدن به اهداف مناسب آموزشي و آماده كردن افراد براي زندگي و تأمين آينده فراهم نمود. درجهت پيشبرد اين اهداف، آموزش و پرورش مي‌تواند ديگر نهادها و سازمانها را با خود همراه كند.

 

 

فهرست منابع و مأخذ:
ـ مرتضي امين‌فر (1365)، افت تحصيلي يا اتلاف در آموزش و پرورش، فصلنامه تعليم و تربيت، شماره 7 و 8
ـ زهرا بازرگان، نگاهي ديگر به مسئله افت تحصيلي و فصلنامه تعليم و تربيت شماره 59
ـ مرتضي منادي (1365)، تفسير شكستهاي تحصيلي از ديدگاه جامعه‌شناسي.
ـ فيروز اسماعيلي (1371)، مجله ايران‌فردا
ـ اعلي افشاري (1380)، نقش معلمان در زمينه‌يابي توسعه فرآيند پرورش
ـ سجاديه و محمدعلي‌زاده، تهران، انتشارات مدرسه
ـ ايلينگورث،‌ رونالد، اس (1368)، كودك و مدرسه، ترجمه شكوه نوابي‌نژاد.
ـ مصطفي عماد‌زاده (1371)، مباحثي از اقتصاد آموزش و پرورش.
ـ فالت، جان، ترجمه مهشيد فروقان، نشر قطره.
ـ رضا ساكي، نگرش معلمان در مورد علل شكست و موفقيت تحصيلي دانش‌آموزان، فصلنامه تعليم و تربيت.
ـ مصطفي عسگريان (1368)، جامعه‌شناسي آموزش و پرورش، تهران، توس.

ـ سيد احمدافضلي بروجني (1374)، سرفصلهاي علل افت تحصيلي و چگونگي جلوگيري از آن
    http://www.mardom-e-no.com-     

 




+نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت21:46 توسط عسکری

درباره ی ما

سبز فقط سبز علی
رهبر فقط سید علی
پیوند های وبلاگ
امکانات

Powered by BLOGFA
Designed by Web-Tools.IR
خروجی وبلاگ

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب ميهن بلاگ

وب تولز

ابزار گرافیک و طراحی

وبلاگ نویسی

گالری تصویر

دانلود

عکس

خدمات وبلاگ نویسان

دانلود نرم افزار

بازی آنلاین

قالب وبلاگ

فارسی ورد

مقاله

تحقیق

دانلود

دانلود نرم افزار

عکس

مطالب جالب و خواندنی

بازی فلش

بازی آنلاین فلش

بازی آنلاین

بازی

play online games

online games

نو آوران پارس

ثبت دامنه

هاست

سئو

بهینه سازی سایت

طراحی سایت

طراحی وب سایت

موسسه بیان

نجوم

قرآن

نجوم استان قزوین

گرافیک

آیتمپ

نیک فوتو

عکس

گالری عکس

تصویر